پنج‌شنبه 19 فروردین‌ماه سال 1389

تعریف داستان و تفاوت آن با قصه

تعریف داستان و تفاوت آن با قصه

آنچه امروز کودکان و نوجوانان به عنوان داستان مطالعه می کنند از قواعد داستان نویسی امروز تبعیت می کند؛ لذا ابتدا لازم است به تعریف داستان بپردازیم: " داستان یک سلسله وقایع حقیقی یا غیر حقیقی است که به طور زنده و آمیخته با جزئیات بیان شده باشد به نحوی که متخیله خواننده یا مستمع بتواند آن ها را آناً مجسم کند" (سی بروکس، 1353، ص 121). از این تعریف چنان بر می آید که، داستان ساخته و پرداخته ی ذهن خلاق فردی به نام نویسنده است. گرچه از واقعیت های بیرونی برداشت هایی شده است، ولی همه ی این واقعیت ها از صافی ذهن، عواطف و احساسات و پیش دانسته ها نویسنده گذشته و از پایگاه و موقعیت اجتماعی او نشأت گرفته است و با کمک ذهن خلاق خواننده و مشارکت اوست که کامل می شود. داستان های کودکان و نوجوانان نیز قائل این تعریف هستند، خواه داستان های کاملاً تخیلی و فانتزی گونه باشد یا واقعی.

در اینجا لازم است تفاوت داستان و قصه را ذکر کنیم تا مشخص شود نمی توان آنچه را امروز برای کودکان خلق می شود با ضوابط قصه های کهن سنجید. همان طور که از قصه های کهن نمی توان انتظار داشت که منطبق بر چهارچوب های داستان نویسی امروز باشد.

قصه محصول ذهنیت جمع است و خالق مشخصی ندارد و با نقل پی در پی، جمع بر روی آن اثر گذاشته اند، حال آنکه داستان محصول ذهنیت فرد است وحتی می توان از روی سبک و روش آن نویسنده اش را بازشناخت.

قصه و داستان هر دو آثار روایی هستند و به نقل رویداد ها می پردازند، ولی آنچه داستان را از قصه جدا می کند روابط علی است که بین رویدادهای مختلف آن برقرار است. حال آنکه قصه بر اساس حوادث پشت سر هم که ممکن است رابطه علت و معلولی هم بر آن ها حاکم نباشد شکل می گیرد.

شاه مرد و سپس ملکه هم مرد قصه است. شاه مرد و سپس ملکه از فرط انده مرد طرح است. ترتیب زبانی حفظ شده است، اما مفهوم علیت بر آن سایه گسترده است.....مرگ ملکه را در نظر بگیرید. در یک قصه وقتی بشنویم ملکه مرد می گوییم بعد چه پیش آمد؟ در یک طرح وقتی بشنویم ملکه مرد می پرسیم چه شد؟ این است فرق اساسی این دو جنبه ی رمان (ایرانی، 1364، ص 164).

تفاوت دیگر در قهرمان  وشخصیت است. قصه های کهن معمولاً قهرمانانی دارند که از الگوهای مشخصی پیروی می کنند و صف بین خوبی و بدی مشخص است، حال آنکه شخصیت ها در داستان دارای نوعی فردیت هستند و در اثر تحولاتی که حادث می شود تغییر می کنند، یعنی سفید سفید یا سیاه سیاه نیستند و سایه روشن و خاکستری هستند.

تفاوت دیگر در ساختمان ادبی آن هاست. ساختمان ادبی قصه معمولاً ساده بوده و تنها در آن چهارچوب ها بیان می شده و جزئیات در آن راهی نداشته و توسط گوینده به آن اضافه می شده است. حال آنکه داستان اثری مکتوب است و دست نویسنده باز است تا آن گونه که می خواهد به جزئیات بپردازد.

زبان قصه شفاهی بوده و ماهیت گفتاری دارد حال آنکه داستان به زبان ادبی نوشته می شود و تمام ملاحظات زیبایی شناسی زبان در آن به کار گرفته می شود.

یکی دیگر از تفاوت ها در زمان و مکان است. قصه های سنتی تعلق زمانی و مکانی آشکار ندارند. یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچکس نبود، جنگلی بود، قصری بود، خانه ای بودو...حال آنکه در داستان های امروزی حتی از نوع فراواقعی و فانتزی می توان نشانه های بسیاری دال بر حضور زمان و مکان را در آن مشاهده کرد.

انواع ادبیات

اشتیاق کودکان به شنیدن قصه های کهن در عصری که کودکان از نظر تربیتی در مرکز توجه قرار گرفتند سبب خلق داستان های شگفت انگیز و قصه های جن و پری نو، فانتزی ها و داستان های تخیلی علمی شد که هریک از نظر درونمایه و به کارگیری عنصر خیال و طرح، اندک تفاوت هایی با هم دارند؛ ولی همه ی آن ها داستان هستند و از ضوابط داستان نویسی امروز پیروی می کنند.

قصه های جن و پری نو محصول دوره انتقال هستند و در عین حال که ارتباط خود را با قصه های شفاهی کهن قطع نکرده اند گوشه چشمی به زمانه خود رانیز دارند، مثل بسیاری از آثار هانس کریستن اندرسن. خلق فانتزی ها مقدمه ای است برای استقلال آثار شگفت انگیز جدید با نمونه های کهن خود. فانتزی ها از تنوع موضوعی بسیاری برخوردارند و به نوعی بازسازی واقعیت در دنیای خیال به شمار می آیند و سبب پرورش تخیل کودکان و گسترده کردن چشم انداز آن ها نسبت به زندگی می شوند.

داستان های تخیلی- علمی رویکردی آینده نگر دارند و بر پایه کشفیات علمی شکل می گیرند و گروهی از متخصصان آن ها را زیر مجموعه ی فانتزی ها به شمار می آورند. مهم ترین کارکرد این آثار فراهم کردن بستری مناسبی است برای کودکان و نوجوانان تا زندگی خود را در فراگردی کاملاً تخیلی در حال و آینده تصور کنند.

این گونه آثار علاوه بر پرورش تخیل کودکان، افق فکری آن ها را گسترده تر می کند و برای آن ها زمینه ی نوعی تخیلی روانی را فراهم می آورد و به آن ها آرامش و امید می بخشد. در ارزیابی این آثار باید مثل هر داستان خوب به درونمایه، طرح، شخصیت پردازی و زبان و بیان توجه کرد. همراه شدن تصویر با این آثار ضرورت ارزیابی هنری را نیز به وجود می آورد.

منبع:ادبیات کودکان و نوجوانان و ترویج خواندن/ ثریا قزل ایاغ

نظرات (2)
reza
جمعه 6 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 10:36 ب.ظ
مرسی - عالی بود
پاسخ:
خواهش میکنم
امتیاز: 0 0
shahrobndi
یکشنبه 24 اردیبهشت‌ماه سال 1391 ساعت 01:39 ب.ظ
سلام از مقاله زیبات متشکرم . به وبلاگ ما هم یه سر بزن و اگر اهل داستان کوتاه هستید داستان خودتون رو اونجا بزارید تا اهالی انجمن اهل قلم روش نظر بزارند.
پیروز باشید
خدانگهدار
پاسخ:
خواهش میکنم دوست عزیز
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد